مدیریت مالی و کیفیت روابط در خانواده( قسمت اول )

 

ازدواج ،شریک شدن در امیدها ، آرزوها، شادی ها و غم ها با فرد دیگری است. اما در حساب بانکی و امور مربوط به وضعیت مالی چطور؟ آیا در امور مالی می توان با همسر شریک شد؟ آیا احساس می کنید اینکه چگونه پول خرج کنید، پس انداز کنید و یا به دست آورید به همسرتان ربطی دارد یا خیر؟

بر اساس تحقیقات به عمل آمده اغلب زوج های جوان از اینکه در مورد مسایل مالی با هم گفت و گو کنند به ویژه خانم ها ، ا با دارند و این در حالی است که اغلب مشکلات رخ داده در سال های ابتدایی زندگی، ریشه در مسایل مالی دارد.

آنها فکر می کنند مسائل مالی دارای ارزش چندانی نیست که بخواهیم در مورد آن صحبت کنیم. یا اینکه اگر یکی از طرفین در این مورد گفتگویی داشته باشد ترس از قضاوت شدن از طرف مقابل را دارد و فکر می کند صحبت در این مورد به منزله اقتصادی بودن و ومالی بودن وی است.

]زوج ها گاه و بیگاه سرمسائل مالی دعوا و جر‌و‌بحث کنند و پول و مسائل مالی، محور اصلی صحبت‌های آنان است. اجازه بدهید یک مورد از این بحث‌ها را مطرح کنیم.

روزی خانم در حال انجام کارهای منزل است که زنگ خانه به صدا در می‌آید و آقا با جعبه‌ای وارد منزل می‌شود؛ وسط هال می‌ایستد و با ذوقی کودکانه بسته را باز می‌کند و می‌گوید:

آقا : بالاخره دستگاه پخش فیلم را خریدم.

خانم : چقدر بابت این جعبه پول دادی ؟ نکنه از پول پسندازمون خریدی ؟

آقا : آره خوب .معلومه که از پس انداز برداشتم .پول دیگه ای نداشتیم.

خانم : مگه این پس انداز مربوط به خرید خانه نبود؟ .

فکر می‌کنید این مکالمه به کجا می انجامد؟ کاری که معمولا خانم‌ها در این مواقع انجام می‌دهند: فریاد می‌کشند و آقا را به خودخواهی متهم می‌کند، اما آقا دلیل‌تراشی می‌کند و معتقد است تماشای فیلم‌های قشنگ در کنار همدیگر ارزش بیشتری نسبت به پس‌انداز کردن دارد. این جاست که بحث مدیریت مالی خانواده جدی می‌شود. اگر بپذیرید که اقتصاد و فرهنگ روی یک دایره قرار گرفته‌اند و در شکل‌گیری به هم کمک می‌کنند، به خوبی درمی‌یابید که مدیریت مالی خانواده نه تنها امری ضروری است، بلکه در رشد وموفقیتو رضایت و شادی خانواده نیز مهم است. دلایلی که موجب این اختلاف می شود مربوط به سطح درآمد متفاوت زوجین ،عادت های خرید و هدف های مالی متفاوت در زوجین می باشد و تمامی این موارد به شرایطی که هرکدام از آنها در آن پرورش یافته اند، برمی گردد.

به تعبیری خانواده، سازمان و یک بنگاه اقتصادی کوچک است کهبایست منابع آن مدیریت شود. مدیریت اقتصادی خانواده همیشه دارای شرایط یکسانی نیست و به شرایط عادی، غیرعادی و بحرانی تقسیم می شود.

هر سازمان و مجموعه ایی برای رسیدن به اهدافش نیازمند برنامه ریزی دقیق و منظمی است و خانواده نیز به عنوان مجموعه ای متشکل از والدین و فرزندان با نیازهای متعدد و متنوع نیاز به برنامه ریزی و مدیریت بویژه در عرصه اقتصادی دارد. به عبارتی خانواده می بایست بتواند با برنامه مشخص و تعریف شده ای هزینه های خود را مدیریت نماید و به اهدافی که می خواهد دست یابد.

مدیریت هزینه یعنی اینکه بتوانیم با حداقل امکانات بهترین بهروری را داشته باشیم.

در این که در خانواده چه کسی هزینه ها را مدیریت کند، حرفی نیست بلکه هرکسی که عهده دار آن می شود باید برای افزایش بهره وری و آرامش خاطر در فضای خانواده تلاش نماید. . در زندگی باید بر مبنای نیازهای ضروری خود برنامه ریزی کنیم و مسئله نگران کننده این است که کالاهایی در سبد هزینه خانوار است که هیچ ضرورتی ندارد و این کالاها روی تفنن، چشم و هم چشمی و تحت تأثیر زرق و برقها جایگزین شده و کل درآمد خانواده را تحت تأثیر قرار داده و نوآوری و شکوفایی باید خود را در این گونه موارد هم نشان دهد.

همانگونه که اشاره شد داشتن برنامه ریزی نشانی از مدیریت اقتصادی و هزینه است بنابراین برنامه ریزی نخستین گام در اجرای درست مدیریت اقتصادی خانواده است. هرکس که مدیریت اقتصادی خانواده را برعهده می گیرد لازم است به سوالات زیر به روشنی پاسخ دهد:

هدف از هزینه کردن چیست ؟

چه چیزهایی را برای چه هدفی هزینه کنیم ؟

چگونه هزینه کنیم ؟

چه موقع هزینه کنیم ؟

و کجا هزینه کنیم ؟

هرگاه تصمیم گیرندگان یک خانواده به این سؤالات ساده پاسخهای مناسب دهند، منابع دخل و خرج بهتر شناسایی شده و نیازهای مادی پاسخ داده می شود.

در گذشته مردان شاغل و اغلب زنان خانه دار و فقط تعداد معدودی شاغل بودند ولی اکنون جمعیت قابل توجهی از زنان کارگرو کارمند هستند و در پست های متعدد اقتصادی نقشی ایفاء می کنند. حضور زنان در این موقعیت ها ، بیانگر مشارکت آنان در امر اقتصادی جامعه و خانواده می باشد. بنابراین زنان در دخل و خرج و هزینه های جاری جامعه حضور دارند و اعضای خانواده که به نوعی تا دیروز در خانه بودند و هزینه را فقط مدیریت می کردند، الان خود تا حدودی ایجاد درآمد می کنند. پس مدیریت در خانواده را می توان یک مدل مشارکتی دانست، چرا که بعضی از تصمیماتی که برای هزینه در خانواده اتخاذ می شود با هم فکری بیشتر و سنجیده تر صورت می گیرد. در مدل مشارکتی با توجه به این که هر دو نفر می دانند کسب درآمد مشکل است، به این سمت می روند که معقولانه تر هزینه کنند تا بهترین نتیجه حاصل شود. به اعتقاد کارشناسان، اقتصاد خانواده و مدیریت هزینه همواره در خانواده ها وجود داشته و در شرایط اجتماعی، اقتصادی هر دوره، شکل خاصی به خود گرفته است، امایک نکته در شرایط کنونی جامعه ما حائز اهمیت است که نظام اقتصادی خانواده به گونه ای شکل یابدکه بتواند به نیازهای افراد خانواده که پیوسته گسترش می یابد و پیچیده تر می شود، پاسخ گوید.

ارسطو اقتصاد را علم خانه‌داری می‌دانست. اما هنر اقتصاد خانواده به معنی برقراری تعادل میان منابع محدود درآمدی و مخارج است و تأمین اقتصادی یکی ازپایه های بقای خانواده‌هاست.

خانواده دوست دارد بهترین نوع غذا را مصرف کند، زیباترین لباس‌ها را برای اعضای خود تهیه کند، در بهترین نقطه شهر و در بهترین منزل زندگی کند، بهترین وسایل و امکا نات را در اختیار داشته باشد، به‌طور مکرر سفر برود، بهترین آموزش‌ها را برای فرزندان خود فراهم کند و....

واقعیت این است که اگرچه این درخواست‌ها به وسیله همه خانواده‌ها مطرح می‌شود اما واضح است که فقط درصد کمی از خانواده‌ها قادر به تأمین همه این خواسته‌ها هستند. درآمد یک خانواده متوسط فقط می‌تواند تعداد محدودی از این خواسته‌ها را برآورده کند؛ از این‌رو خانواده باید از میان خواسته‌های خود دست به انتخاب بزند.. نیاز به انتخاب در تمامی طول و سطوح مختلف زندگی وجود دارد. مطمئنا ٌ بارها پیش خود فکر کرده‌اید اگر این کالا را بخرم، نمی‌توانم بچه‌ها را آخر هفته به رستوران ببرم، اگر مسافرت نوروزی برویم، شهریه کلاس زبان بچه‌ها را نمی‌توانم بپردازم، اگر برای خود پالتویی را که دوست دارم بخرم، برای دخترم نمی‌توانم پالتو بخرم و... در زندگی روزمره با صدها مورد از این نوع مواجه هستیم که باید تصمیم بگیریم و انتخاب کنیم. بنابراین می توان گفت تصمیم گیری و انتخاب مرکز و هسته اصلی مدیریت هزینه و اقتصاد خانواده است.

شاید فکر کنیم که اقتصاد خانواده محدود به خانواده‌های مرفه و ثروتمند است اما این علم برای اقشار کم‌درآمد که اتفاقا دخل و خرجشان همخوانی ندارد کاربرد‌های بیشتری خواهد داشت. از نکات قابل توجه در اقتصاد خانواده این است که افزایش درآمد، به معنی بهبود معاش خانواده نیست بلکه افزایش درآمد افزایش هزینه‌ها را به‌دنبال خواهد داشت بلکه مدیریت هزینه‌هاست که هنر گردانندگان اقتصاد خانواده را آشکار می‌کند. خانواده‌ها نمی‌توانند هنگام مواجهه با کمبود بودجه‌شان یک متمم بودجه بیاورند و هزینه‌های اضافی را حذف کنند بنابراین باید قادر باشند هزینه‌ها را مدیریت کنند. آنچه اقتصاد خانواده را منحصر به فرد می‌کند وجود ارتباطات درونی بین نقش‌های شغلی و خانوادگی است. با این وجود نباید فعالیت‌های اقتصاد خانواده را شوخی و سرگرمی دانست بلکه باید با جدیت و برنامه‌ریزی دقیق آنها را پیگیری کرد. به عبارتی تمام اعضای خانواده موظفند از سیاست‌های اقتصادی خانواده به منظور رسیدن به اهداف آن تبعیت کنند. مدیریت اقتصادی خانواده در شرایط عادی باید براساس میزان درآمدهای هر یک از اعضای خانواده و هزینه‌ها تنظیم شود. همان طور که در خانواده، والدین باید مدیریت عاطفی، روانی و اجتماعی را اعمال کنند، در بحث هزینه‌کردن و ایجاد تعادل بین دخل و خرج نیز نیاز به مدیریت است.

مطالعات نشان می‌دهد که بیشتر اختلافات و مشکلات مالی با دلایل غیرمالی به‌وجود می‌آیند و خیلی ازآنها به دلیل تصمیمات نابخردانه ایجاد می‌شود؛ دلایلی که ریشه در مشکلات رفتاری افراد دارند. بعضی از این رفتارها شامل:

خریدهای ناگهانی و بدون برنامه

مادی‌گرایی افراطی

دغدغه‌های بی‌ارزش اجتماعی مثل چشم و هم‌چشمی

استفاده ابزاری از پول برای سلطه‌گری و کنترل دیگران

و اعتیاد به خرید و … است.

عوامل مرتبط با هویت، شخصیت، احساسات و نگرش افراد نسبت به پول و مادیات در مدیریت مالی خانواده و شخص بسیار تأثیرگذار است. پول با احساسات ما ارتباط بسیار نزدیکی دارد. شاید شما هم تاکنون از پول با اهدافی چون نفوذ در دل دیگران، استفاده‌ کرده باشید. شاید برای خرید هدیه با اهدافی چون خودنمایی، به‌دست آوردن دل فردی خاص حتی پول هم قرض کرده باشید؛ شاید برای گریز از فشارها و عوض کردن حال و هوای خودتان به خرید می‌روید. در هر حال حرف اصلی این است که پول و احساسات به هم ربط دارند. شخصیت هم ارتباط تنگاتنگی با پول و نحوه‌ی مدیریت مالی شما دارد. فرض کنید خانم یا آقای خانه فردی سهل‌گیر و ولخرج است، به‌طور معمول، چنین فردی به بودجه‌بندی، برنامه‌ریزی مالی و … اهمیت چندانی نمی‌دهد. از سویی دیگر اگر فردی به‌شدت منظم، اهل برنامه‌ریزی و سلطه‌جو و مدیر باشد، در مدیریت مالی خانواده کاملا متفاوت عمل خواهد کرد و برای مخارج تفریحی و غیر ضروری مخارجی را در نظر نخواهد گرفت. از سوی دیگر پول ابزار مناسبی برای سلطه، نفوذ، ایجاد ترس یا حتی طرد شدن از اجتماعات خاصی است. اگر واضح‌تر بگوییم، متأسفانه در این جهان خاکی آنچه که به عنوان چرک کف دست شناخته می‌شود، کنترل خیلی از چیزها را به دست گرفته است. و متاسفانه وجودش قدرت زیادی به افراد می‌بخشد

شما اینجا هستید: خانه آموزش آموزش گروه هدف مدیریت مالی و کیفیت روابط در خانواده( قسمت اول )