بهداشت روان (بخش اول )

مقدمه
روان شناسي علم مطالعه رفتار آدمي است. بيشتر توجه روان شناسان، امروزه صرف يافتن راههاي مناسب براي حل مشكلات رواني است كه انسانها در برخورد با مسائل روزمره و عملي با آن روبرو هستند. كمتر كسي در برابر بيماريهاي رواني مصونيت دارد. البته دانستن اين كه هر كسي ممكن است گرفتار ناراحتي رواني شود، خود به خود كافي نيست، زيرا بهداشت رواني تنها به تشريح علل اختلالات رواني منحصر نيست، بلكه هدف اصلي آن پيشگيري از وقوع ناراحتي‌ها است.
وجود افراد سالم، از شرايط مهم و اساسي براي رشد يك جامعه است. جامعه‌اي كه به سلامت جسم و روان اعضاي خود توجه مي‌كند، ضمن عدم صرف هزينه‌هاي سرسام آور درماني، انسانهايي سالم نيز پرورش مي‌دهد كه اين خود ضامن رشد فردي واجتماعي آن جامعه است.

معني و مفهوم بهداشت رواني

اگر بهترين دفاع، تهاجم خوب است، بنابراين ارتقاي سلامت نيز بهترين شكل بهداشت رواني به شمار مي‌ايد. سازمان جهاني بهداشت، بهداشت رواني را چنين تعريف مي‌كند «فرايند تواناسازي مردم براي بهبود افزايش تسلط بر سلامتشان». ديگر متخصصان بهداشت، بهداشت رواني را به اين صورت تعريف كرده‌اند: «علم و هنر كمك به مردم براي تغيير شيوه زندگيشان به منظور رسيدن به كمال مطلوب سلامتي».
عنصر اساسي در هر تعريفي كه از بهداشت رواني ارائه مي‌شود، مفهوم پيش گيري است. پيش‌گيري را مي‌توان از دو ديدگاه بررسي كرد: ديدگاه موقعيت مدار و ديدگاه فرد مدار. در ديدگاه پيش‌گيري موقعيت مدار، تلاش متخصصان بهداشت و سلامت رواني متوجه كاهش علل محيطي و موقعيتي رفتار غيرعادي است؛ و در ديدگاه پيش‌گيري فردمدار، بر توانايي‌هاي فرد در مقابله با شرايطي كه امكان دارد به رفتار ناسازگار منجر گردد تأكيد مي‌شود.
پيش گيري را چه با ديدگاه موقعيت مدار و چه با ديدگاه فرد مدار، مي‌توان در سه سطح انجام داد: پيش‌گيري اوليه، پيش‌گيري ثانويه و پيش‌گيري ثالث.
الف) پيش‌گيري اوليه :
در پيش گيري اوليه كاهش موارد جديد اختلال رواني در يك جامعه مورد توجه قرار دارد. هدف اين پيش‌گيري جلوگيري از ابتلاي جمعيت سالم و عادي به اختلال رواني است. مثلاً اگر معلوم شود كه بسياري از اختلالهاي رواني ناشي از فشار رواني و ناكامي‌هاي فرد در زندگي اجتماعي است، جامعه مي‌تواند با دادن آگاهي و آموزش، ساير افراد را در مقابل استرس و فشارهاي روزمره مقاوم نمايد. امروزه از طريق آموزش‌هاي رسمي (مدارش و دانشگاهها) و يا از طريق آموزش غيررسمي (رسانه‌هاي جمعي= راديو و تلويزيون، روزنامه‌ها و مجلات) توانسته‌اند ميزان ابتلا به اختلالات رواني را كاهش دهند.
ب) پيش‌گيري ثانويه:
در پيش گيري ثانويه، هدف اوليه درمان كامل يك اختلال است ولي هدف ثانويه مي‌تواند كنترل بيماري باشد. در اين پيش‌گيري، درمان بر روي جمعيت مبتلا متمركز مي‌شود. بطور مثال يكي از اختلال‌ها ، اختلال افسردگي است و در آن با كمك به بيمار براي غلبه به بيماري، در وهله اول از گسترش هرچه بيش‌تر بيماري او جلوگيري كرده و در مرحله بعد، با اتخاذ شيوه‌هاي درماني مناسب، سعي مي‌شود كه بيمار به وضعيت مناسب‌تر و متقاعدتري دست يابد تا بتواند با محيط خود سازگار شود.
ج) پيش گيري ثالث:
هدف اين پيش‌گيري كاهش آسيب‌هايي است كه در نتيجه اختلال حاصل شده است. بر اساس اين پيش‌گيري از طريق توان بخشي و حمايت‌هاي اجتماعي مي‌توان ميزان آسيب را به حداقل رساند، هر چند كه ممكن است هيچ گاه بهبودي كامل حاصل نشود. براي مثال، پس از مرگ يكي از نزديكان، فشار رواني بر نزديكان ايجاد مي‌شود كه امكان جلوگيري از آن وجود ندارد. مشاوره يا گروه درماني بعد از اين گونه حوادث ممكن است حمايت‌هاي اجتماعي مناسبي را فراهم سازد كه آسيب پذيري فرد را در برابر فشار رواني كاهش
مي‌دهد.

ضرورت بهداشت رواني

سلامتي يك امر اساسي و مهم در زندگي انسان است. بر اساس آمارهاي موجود نيمي از مرگ و ميرها در نتيجه رفتارها و روش‌هاي غلط زندگي است. در قرون گذشته انسان‌ها بيش‌تر به خاطر بيماري‌هاي ميكروبي و عدم بهداشت جسماني و يا حوادث طبيعي مي‌مردند ولي امروزه مرگ‌ها اغلب در نتيجه روش‌هاي غلط زندگي است. مثال‌هايي آشنا در اين مورد شامل بيماري سرطان ريه به خاطر استفاده از سيگار، مرگ‌هاي ناشي از استفاده از غذاهاي نامناسب و يا عدم فعاليتهاي جسماني، بيماريهاي ناشي از تماس با مواد سمي و شيميايي، هم چنين آتش‌سوزي، تصادفات رانندگي و ... مي‌باشد .
بررسي و مطالعه انجام يافته در شهر تهران در سال 1378 نشان مي‌دهد كه بيماريهاي دستگاه گردش خون، سرطان و ساير تومورها، سوانح ، مسموميت‌ها و خودكشي‌ها، عوارض حاملگي – زايمان نفاسي، حالات بد تعريف شده، بيماريهاي عفوني و انگلي ، بيماريهاي دستگاه تنفسي و دستگاه گوارشي به ترتيب بيشترين علت مرگ و مير بوده است.

خانواده نقش مهمي در تأمين بهداشت رواني افراد دارد. در ذيل نقش خانواده از سه جنبه بررسي مي‌شود:

الف) نقش خانواده در سلامت رواني:
پايه‌هاي رشد رواني اجتماعي كودكان ، احساس ايمني و ارضاي عاطفي آنان در سالهاي اوليه كودكي پي ريزي مي‌گردد، زيرا تفاهم، سازگاري و محبت موجود در محيط خانواده‌، در تقويت حس اعتماد به نفس و پرورش نيروي سازنده در كودكان و نوجوانان بسيار حائز اهميت است.
در يك خانواده عادي، والدين ضمن همبستگي و احترام متقابل نسبت به يكديگر در برخورد با فرزندان ، روش هماهنگ و يكسان را در پيش مي‌گيرند و در نتيجه، فرزندان احساس مي‌كنند كه رابطه والدين، صميمي است، زيرا كودك و نوجوان بايد والدين خود را منبع شادي، امنيت عاطفي، ارضاي خاطر جسمي و رواني دانسته و آنان را پناهگاه خويش بدانند.
بي‌توجهي والدين به سالم سازي محيط رواني – اجتماعي و فقدان روابط مناسب در بيشتر موارد، كودكان و نوجوانان را با كمبودهاي عاطفي مواجه مي‌سازد. لذا ريشه رفتارهاي نابهنجار كودكان و نوجوانان، انحرافات و بزهكاريها را بايد در سنين اوليه كودكي و در ميان خانواده جستجو كرد، به همين دليل براي شناخت علت ناسازگاريهاي كودكان و نوجوانان و پيدايش اختلالهاي رفتاري، بيش از هر چيز آگاهي از وضعيت خانواده آنان ضرورت دارد.
به طور كلي اصولي كه بايد پدر و مادر، به عنوان والدين كودك و نوجوان، هميشه در نظر داشته باشند، عبارتند از: هماهنگي در انضباط و تربيت كودكان و نوجوانان، يگانگي در انتظار و توقع از آنان با توجه به تفاوتهاي فردي و محدوديتهاي موجود و جلوگيري از وقوع مسائلي كه موجب ايجاد هيجان ناخوشايند در كودك و نوجوان مي‌گردد.

ب) نقش خانواده در پيش‌گيري از پيدايش اختلالات جسمي و رواني در كودكان:
توجه والدين، بخصوص مادران به نكات و دستورالعملهاي زير مي‌تواند در حفظ سلامتي آنان و سلامت جسمي و رواني در كودكان آنها كاملاً مؤثر واقع گردد.
1- مراجعه به پزشك به طور منظم، در تمام دوران بارداري و انجام آزمايشهاي پزشكي، كمك بزرگي در پيش‌بيني ضايعات احتمالي مي‌كند.
2- مادران بايد در جلوگيري از بيماريهاي مسري بويژه سرخجه در سه ماهه اوليه دوران بارداري بسيار بكوشند. همچنين ابتلاء والدين به بيماري سيفليس در كودك نارساييهاي هوش ايجاد مي‌كند.
3- اعتياد والدين به مشروبات الكلي از عوامل موثر در عقب ماندگي ذهني است. بخصوص مادران بايد از استعمال مواد مخدر و دخانيات خودداري كنند.
4- مسموميتهاي دوران بارداري و وارد شدن ضربه بر شكم مادر، به خصوص در ماههاي آخر بارداري موجب عقب ماندگي ذهني مي‌گردد.
5- با توجه به زيانهاي جبران ناپذير اشعه ايكس و راديواكتيو، مادران بايد از انجام آزمايشهاي راديولوژي به ويژه در ماههاي اوليه بارداري خودداري كنند (مگر در صورت نياز مبرم و تحت نظر پزشك ).
6- مادران با رژيم غذايي مناسب و كافي مي‌توانند از ايجاد ناهنجارها جلوگيري كنند، زيرا سوء تغذيه و كمبود ويتامينهاي ضروري ممكن است موجب ايجاد عقب ماندگي ذهني گردد.
7- مادران در تأمين بهداشت جسم و روان بكوشند و حتي الامكان اضطراب و پريشاني به خود راه ندهند، زيرا اضطرابها و هيجانات ناگهاني و مستمر در دوران بارداري، موجب ايجاد تغييرات در غدد داخلي مي‌شود و باعث عقب ماندگي و ركود ذهني در كودك مي‌گردد.
8- پدران نيز مسئووليت ايجاد تسهيلات لازم، به خصوص فراهم كردن آرامش رواني و عاطفي مادر را به عهده دارند.
9- مراجعه به مراكز مشاوره ژنتيكي براي افرادي كه مي‌خواهند ازدواج كنند بويژه در موارد ازدواج خويشاوندي و يا بالا بودن سن مادر و خانواده‌هايي كه داراي يك فرزند عقب مانده يا معلول هستند از ضروريات است.
ج) نقش خانواده در آگاهي دادن به جوانان در زمينه ازدواج :
از مهمترين انتخاب‌هاي دوره جواني، انتخاب همسر است، در مكتب اسلام به ازدواج و انتخاب همسر، بسيار اهميت داده شده است. ازدواج و تشكيل خانواده از نظر بهداشت رواني اهميت فراوان دارد. خانواده‌ها بايد به فرزندان خود تفهيم كنند كه ازدواجي موفق و پايدار است كه زن و مرد هر دو موقعيت خود را درك كنند و درصدد تطبيق شرايط خود با نيازهاي خانواده و مخصوصاً كودكان برآيند. يكي از علل عمده اختلالات رواني در كودكان و نوجوانان، گسسته شدن روابط خانوادگي يا اختلافات شديد بين اعضاي خانواده است. شكي نيست كه در ازدواج، سازش دائمي و صبر و گذشت فراوان لازم است.
مهم‌ترين عوامل توافق در ازدواج عبارتند از:
1- رشد عاطفي و فكري
2- تشابه مذهبي
3- تشابه علايق ، انتظارات و طرز تفكر
4- تشابه تحصيلي و طبقاتي.

منابع
الف) منابع فارسي
1- اميني، شهريار : 1383 ، اصول بهداشت روان، ماهنامه تربيت، معاونت آموزش و پرورش نظري و مهارتي وزارت آموزش و پرورش.
2- پور مقدس، علي : 1367، روان شناسي سازگاري ، مؤسسه انتشاراتي مشعل، اصفهان.
3- زينالي ، حمداله: 1385 ، بهداشت رواني در خانواده ، ماهنامه تربيت ، معاونت آموزش و پرورش نظري و مهارتي وزارت آموزش و پرورش.
4- فراهاني ، محمد نقي؛ كرمي نوري ، رضا: 1383 ، روان شناسي سال سوم ادبيات و علوم انساني ، شركت چاپ و نشر كتابهاي درسي ايران، تهران.
5- كديور ، پروين: 1382 ، روان شناسي تربيتي ، انتشارات سمت ، تهران.
6- گنجي ، حمزه و همكاران: 1376 ، روان شناسي سال سوم ادبيات و علوم انساني ، شركت چاپ و نشر كتابهاي درسي ايران، تهران.
7- فرهاني، محمدنقي، گرمي نوري، رضا: روان شناسي سوم متوسطه، شركت چاپ و نشر كتابهاي درسي ايران، چاپ سوم، 1383، صص 151- 149.
8- فراهاني ، محمدنقي؛ كرمي نوري، رضا: روان شناسي سال سوم متوسطه، شركت چاپ و نشر كتابهاي درسي ايران ، 1383 ، ص 121 .
9- گنجي، حمزه و همكاران: روان شناسي سال سوم متوسطه ، شركت چاپ و نشر كتابهاي درسي ايران، 1376، ص 107 .
10- همان منبع ، ص 113 – 111 .
11- منبع قبلي ، ص 114 .
12- اميني ، شهريار : اصول بهداشت روان ، ماهنامه تربيت ، 1383 ، ص 40 و 41
13- فراهاني ، محمدنقي؛ كرمي نوري، رضا: روان شناسي سال سوم متوسطه، شركت چاپ و نشر كتابهاي درسي ايران ، 1383 ، ص 126 .
14- زينالي ، حمداله: بهداشت رواني در خانواده ، ماهنامه تربيت ، 1385 ، ص 62.
ب) منابع انگليسي:
1- S. S Chauhan, Mental Hygiene 2 nd (New Deth Allied Publishers Limited, 1991).
2- Hari S. Chandra , Psychological Tips For Effective studying. – www. Dbmoz . com