بهداشت روان (بخش دوم)

مشخصه‌هاي بهداشت رواني و شخصيت سالم

در زندگي و روابط انسان‌ها، معيارهايي وجود دارد كه به بهداشت روان كمك مي‌نمايد و در زير به برخي از آنها اشاره مي‌گردد:

1- صداقت در رفتار : افرادي كه بين نيت دروني آنها با رفتار بيروني‌شان هماهنگي بيش‌تري باشد از سلامت رواني بهتري برخوردارند. و در غير اين صورت سلامت رواني به خطر مي‌افتد، مثلا فردي كه دروغ مي‌گويد بخش زيادي از انرژي رواني او صرف فاش نشدن دروغ خواهد شد.
2- پذيرش ضعف و شكستهاي خود: جهت كمك به بهداشت روان لازم است شكستها را به عدم تلاش نسبت دهيم نه به عدم توانايي.
3- انعطاف پذيري: زندگي اجتماعي پستي‌ها و بلندي‌ها ، بدي‌ها و خوبي‌ها، خيرها و شرّها، را دارد، لذا لازم است انسان ظرفيت پذيرش تغييرات را داشته باشد، زيرا باعث كمك به بهداشت روان مي‌گردد.
4- توانايي نه گفتن: در مقابل خواسته‌هاي غير منطقي خود و ديگران توانايي «نه گفتن» را داشته باشيم و كارها را براساس رضايت خاطر دروني خود انجام دهيم نه به خاطر رضايت ديگران.
5- داشتن قاطعيت: رفتار قاطعانه را روزانه تمرين كنيم و بدون عصبانيت و پرخاشگري و با استفاده از ارتباط كلامي مناسب از حق خود دفاع نماييم.
6- دوري از فرض‌هاي غلط ذهني: فردي كه با خوش رويي با ديگران رفتار نمي‌كند، اين مسأله باعث مي‌شود كه ديگران نيز همان واكنش را با او داشته باشند، لذا به اين تصور در مي‌آيد كه ديگران از او بدشان مي‌آيند و او را دوست ندارند.
7- ورزش : ورزش علاوه بر اين كه اميد به زندگي بهتر را بيش‌تر مي‌كند، بلكه زنجيره تفكرات منفي را نيز قطع مي‌كند.
8- سازگاري مناسب اجتماعي : فرد سالم، ارتباط گرم و صميمانه‌اي به ديگران دارد، سعي مي‌كند به ديگران احترام گذاشته و به احساسات آنها با صميمت و مهرباني پاسخ دهد.
9- داشتن هدف در زندگي : يك فرد سالم، فلسفة زندگي خود را مي شناسد و زندگي را پوچ و بي‌معني نمي‌داند ، براي زندگي خود ارزش قايل بوده و بيهوده زندگي خود را فداي امور بي‌ارزش نمي‌كند.
10- حركت براي پيشرفت: تلاش و كوشش لازم را داشته باشيم اما انتظار كامل بودن در تمام زمينه‌ها را نداشته باشيم، لذا آنچه مهم است تلاش به اندازه توانايي است.
11- خود كارآمدي و خودگرداني: خود كارآمدي، ارزيابي فرد از توانايي خود در انجام يك تكليف است. خود گرداني مستلزم توانايي فرد در تأثير گذاري بر رفتار خود به جاي واكنش مكانيكي در برابر محيط است (كديور ، 1382) .
12- ابراز احساسات: احساسات مثبت مانند شادي و محبت و احساسات منفي از جمله خشم، نگراني و اضطراب را درون فكني و سركوب نكنيم و بدون رفتار پرخاشگرانه آنها را ابزار كنيم.
13- درك توانايي خود و ديگران: نقاط قوت و ضعف خود را بشناسيم و سعي در شناختن نقاط قوت و ضعف ديگران داشته باشيم. توانايي عفو و گذشت را داشته باشيم و هميشه براي اشتباهات خود را سرزنش نكنيم چون سرزنش باعث كاهش اعتماد به نفس و عزت نفس افراد مي‌شود.
14- احترام به ديگران: به ديگران احترام بگذاريم، چون اين امر باعث مي‌شود كه ديگران نيز به ما احترام بگذارند و امكان انگيزش و تقويت محيطي فراهم گردد.
15- داشتن يك نگرش مثبت: نسبت به دوستان ، همسالان و بزرگسالان ديد مثبتي را پيدا كنيم، چون نگرش خوب به بهداشت روان كمك مي‌كند.
16- احساس امنيت و آرامش خاطر: افراد سالم دچار اضطراب و نابساماني دائمي فكري نيستند. آنها دلواپس نيستند و از آينده و اتفاقات هراسي ندارند. آنها با بردباري و احساس امنيت با وقايع روبرو مي‌شوند و براي آنها راه حل منطقي پيدا مي‌كنند (چوهن ، 1991) .
17- داشتن اعتماد به نفس و احساس كفايت: اعتماد به نفس ، داشتن نگرش مثبت به تواناييهاي خود مي باشد كه رابطه تنگاتنگي با احساس كفايت دارد. اين كه كسي به خود و تواناييهاي خود اعتماد داشته باشد و بگويد من مي‌توانم اين كار را انجام دهم و مشكلات را از پيش پا بردارم حاكي از داشتن بهداشت رواني است (پورمقدس ، 1367).


اصول كلي براي بالا بردن اعتماد به نفس

1- بجاي انتقاد كردن، بچه‌ها را تشويق كنيد.
2- به بچه‌ها فرصت دهيد تا مسووليت كارهاي خود را به عهده گيرند و خود تصميم گيرنده باشند.
3- با هر بچه‌اي برخورد خاص و ويژه‌اي داشته باشيد و او را انسان كامل دانسته و با ديگر بچه‌ها مقايسه نكنيد.
4- اعمال بچه‌ها از خودشان جدا است و بدون توجه به شكست‌ها و موفقيت‌ها، بچه‌ها بايد بدون قيد و شرط پذيرفته شوند.
5- بچه‌ها را در آغوش بگيريد، بفشاريد، لمس كنيد، ببوسيد و با آنها ارتباط فيزيكي داشته باشيد. اگر اين كار را بكنيد آنها ياد مي‌گيرند كه خودشان را دوست داشته باشند.
6- با دقت به حرف‌هاي فرزندانتان گوش دهيد.
7- به جاي مچ‌گيري سعي كنيد با انجام كارهاي مثبت آنها را غافلگير كنيد و به يادشان بياوريد كه چقدر دوست داشتني هستند.
8- والدين بايد الگوي انساني باشند كه براي خود احترام مي گذارد.
9-بچه‌ها را تشويق كنيد تا دوستان خود را به منزل دعوت كنند.
10- به بچه‌هاي خود از سن شش يا هفت سالگي مسووليّت بدهيد تا توانايي انجام كارهاي خود را بالا ببرند.

چگونه به بهداشت رواني خود كمك كنيم؟

1-درك و يافتن زمينه‌هاي آسيب پذيري: شناخت موقعيتهايي كه شما را خشمگين مي‌كند يا واكنش تندي در شما ايجاد مي‌كند، مي‌تواند شما را در برابر فشارهاي رواني محافظت كند. اگر افراد خاص شما را خشمگين مي‌سازند، يا بايد از آنها دوري گزينيد يا بكوشيد دريابيد، چه چيزي در آنان وجود دارد كه شما را اين قدر ناراحت مي‌كند. سعي كنيد علت ناراحتي خود را دريابيد تا بتوانيد موقعيت ياد شده را به صورت تازه‌اي ببينيد.
2-مديريت زمان : از بار زياد سنگين دوري كنيد. با گنجانيدن زمان كافي براي استراحت، آرامش، خوابيدن، خوردن، تمرين كردن و اجتماعي شدن ساعاتتان را تنظيم كنيد. براي دوري از دلتنگي و فقدان تمركز و به خاطر تربيت پذيري زمان، مطالعه را قطع كنيد (چاندرا ، 2006). نويسنده معتقد است مديريت زمان از استرس و اضطراب شديد جلوگيري مي‌كند و بدين وسيله باعث تضمين بهداشت رواني افراد مي‌گردد.
3- انجام به موقع كارها: هر كاري را به موقع انجام دهيد، چرا كه انجام به موقع فعاليتها از احساس درماندگي جلوگيري مي‌كند. انجام هر كاري را يك كمي زودتر شروع كنيد، زيرا اين كار نه تنها باعث بالا رفتن اعتماد به نفس مي‌شود بلكه باعث كمك به بهداشت رواني مي‌گردد.
4- احترام به خود: قدر و منزلت خود را بدانيد، زيرا تجربه نشان داده است افرادي كه به خود ارزش قائل اند، تواناييهاي خود را خوب تشخيص مي‌دهند، نه خود بزرگ بين‌اند و نه خود كم بين و اين امر به بهداشت رواني آنها كمك مي‌كند.
5- پذيرش نقاط قوت و ضعف: انسان سالم، انساني است كه بداند در چه زمينه‌هايي ضعف عمده دارد، آنگاه سعي كند كه متناسب با توانايي‌هايش نقاط ضعف خود را جبران كند. نيز چنين فردي لازم است نقاط قوت خود را تشخيص دهد و در پي تقويت اين نقاط بر آيد، زيرا اين امر به بهداشت رواني وي كمك مؤثري مي‌نمايد.
6- داشتن استدلال مافوق قراردادي: به نظر كلبرگ افرادي اين استدلال را دارند كه به رشد شناختي كافي دست يابند و معيارها و قوانين اخلاقي را دروني كنند، زيرا اين استدلال به بهداشت رواني كمك زيادي مي‌كند.
7- برقراري روابط صميمانه با ديگران: صميمت نوعي تعهد دروني نسبت به برقراري روابط و ادامه آن است، زيرا همه ما به اطمينان خاطري كه از جانب ديگران تأمين مي‌شود، نياز داريم، لذا از راه در ميان گذاشتن نگرانيهاي خود با افراد مجرب و بزرگترها، مي‌توانيد بيشتر مشكلات خود را ساده‌تر و روشن‌تر نماييد.
8-كمك به موقع از ديگران : تقاضاي كمك از ديگران، خود نشانگر پختگي عاطفي است نه اينكه نشانه ضعف آگاهي و ناتواني است. انسان در هر سني باشد به راهنمايي و مشورت ديگران نيازمند است.
9- حذف خطاها: فرد بايد شرايطي را كه رفتار نامطلوب در آن رخ مي‌دهد شناسايي كند و عوامل خارجي ايجاد كننده رفتار را مورد بررسي قرار دهد. قبل از اصلاح رفتار بايد مشخص كرد چه رفتارهاي نامطلوبي را مي‌خواهيم، حذف كنيم و چه رفتارهاي مطلوبي بايد جايگزين آن گردد.
10- داشتن ديد مثبت: حالات عاطفي خوشايند مانند خنده، خوشحالي ، لذت و شادي را داشته باشيد، به امور مختلف زندگي يك گرايش مثبت را نشان دهيد ، خظ مشي‌هاي خود را انتخاب كنيد و بدانيد چه چيزي براي شما بيشترين ارزش را دارد.

نتيجه گيري و ارائه راه حل‌ها

هدف اصلي بهداشت رواني، پيش گيري از وقوع ناراحتي‌ها و اختلالهاي جزئي رفتار است و ارتقاي سلامت، بهترين شكل بهداشت رواني است. در اين زمينه لازم است جامعه از طريق آموزشهاي رسمي و غير رسمي از ابتلاي جمعيت سالم به بيماري‌هاي رواني جلوگيري ‌كند و افراد را عليه بيماريها واكسينه كند، زيرا علاج واقع، قبل از وقوع بايد گردد.
والدين به عنوان اولين معلم كودكان وظيفه خطيري نسبت به انسان سازي و حفاظت از بهداشت رواني و شخصيت فرزندان دارند. والدين ابتدا بايد نيازهاي اساسي فرزندان از جمله بازي، احترام، مسؤوليت و پذيرش در گروه را مورد توجه قرار دهند و زمينه را براي تأمين هر يك از آنها فراهم سازند. پدر و مادر بايد جو خانه خود را اصلاح و بهبود بخشند، يعني حالت گرم – پذيرا بر خانه خود حاكم كنند، زيرا ايجاد جوّي از ترس، تهديد، اضطراب و فشار رواني بر سلامت رواني كودكان آسيب وارد مي‌كند. والدين بايد سعي كنند در خانواده محيطي حاكي از صلح، صفا و صميميت را بوجود آورند، زيرا اگر فرزندان قبول داشته باشند كه خانواده آنها را مي‌پذيرد، احساس ارزش و احترام مي‌كنند. در يك كلام، والدين بايد الگوي نمونه عملي در مسايل عقيدتي، اجتماعي ، ديني و مذهبي باشند.
براي دستيابي به بهترين شكل بهداشت رواني، افراد بايد شكست‌هاي خود را بپذيرند، انعطاف پذير باشند، در زندگي هدف داشته باشند، خود كار آمدي و خود گرداني لازم را براي افزايش اعتماد به نفس و احساس كفايت و پختگي داشته باشند. به هيمن منطور و براي كمك به بهداشت رواني بايد زمينه‌هاي آسيب پذيري خود را دريابيم، زمان (استفاده بهينه از اوقات) خود را مديريت كنم، نه خود كم بين باشيم و نه خود بزرگ بين، با انجام به موقع كارها از احساس درماندگي جلوگيري كنيم و با ديگران روابط صميمانه برقرار كنيم. 
 

منابع
الف) منابع فارسي
1- اميني، شهريار : 1383 ، اصول بهداشت روان، ماهنامه تربيت، معاونت آموزش و پرورش نظري و مهارتي وزارت آموزش و پرورش.
2- پور مقدس، علي : 1367، روان شناسي سازگاري ، مؤسسه انتشاراتي مشعل، اصفهان.
3- زينالي ، حمداله: 1385 ، بهداشت رواني در خانواده ، ماهنامه تربيت ، معاونت آموزش و پرورش نظري و مهارتي وزارت آموزش و پرورش.
4- فراهاني ، محمد نقي؛ كرمي نوري ، رضا: 1383 ، روان شناسي سال سوم ادبيات و علوم انساني ، شركت چاپ و نشر كتابهاي درسي ايران، تهران.
5- كديور ، پروين: 1382 ، روان شناسي تربيتي ، انتشارات سمت ، تهران.
6- گنجي ، حمزه و همكاران: 1376 ، روان شناسي سال سوم ادبيات و علوم انساني ، شركت چاپ و نشر كتابهاي درسي ايران، تهران.
7- فرهاني، محمدنقي، گرمي نوري، رضا: روان شناسي سوم متوسطه، شركت چاپ و نشر كتابهاي درسي ايران، چاپ سوم، 1383، صص 151- 149.
8- فراهاني ، محمدنقي؛ كرمي نوري، رضا: روان شناسي سال سوم متوسطه، شركت چاپ و نشر كتابهاي درسي ايران ، 1383 ، ص 121 .
9- گنجي، حمزه و همكاران: روان شناسي سال سوم متوسطه ، شركت چاپ و نشر كتابهاي درسي ايران، 1376، ص 107 .
10- همان منبع ، ص 113 – 111 .
11- منبع قبلي ، ص 114 .
12- اميني ، شهريار : اصول بهداشت روان ، ماهنامه تربيت ، 1383 ، ص 40 و 41
13- فراهاني ، محمدنقي؛ كرمي نوري، رضا: روان شناسي سال سوم متوسطه، شركت چاپ و نشر كتابهاي درسي ايران ، 1383 ، ص 126 .
14- زينالي ، حمداله: بهداشت رواني در خانواده ، ماهنامه تربيت ، 1385 ، ص 62.
ب) منابع انگليسي:
1- S. S Chauhan, Mental Hygiene 2 nd (New Deth Allied Publishers Limited, 1991).
2- Hari S. Chandra , Psychological Tips For Effective studying. – www. Dbmoz . com

شما اینجا هستید: خانه آموزش آموزش گروه هدف بهداشت روان (بخش دوم)